تبلیغات
امانت - چرا؟

چهارشنبه 5 اسفند 1388

چرا؟

نویسنده: امیر حسین   طبقه بندی: عمومی، 

به نام دوست
از تاریکی شنیدم،از روشنایی،از خاکستری ها که دل همه را خون کرده اند،کسی از شقایق نگفت ، کسی از سهراب نخواند، کسی وقت نکرد در این بین چیزی بنویسد البته از کسی انتظاری نمیرود، رفیقمان قهر کرد ، آن یکی کنکور دارد ، دیگری... او هم کنکور دارد البته از نوع ارشدش، دیگری را نمیدانم ، زیاد میبینمش اما نمیپرسم از او....«چرا؟»
عادت کرده ایم به بی خیالی، یک نفر هم که دست به کیبورد بود پرید... زیاد میبینمش اما نمیپرسم از او .... «چرا؟»
شاید یک جورهایی خسته شده باشند.... نمیدانم، زیاد میبینمشان اما نمیپرسم.... «چرا؟»
کسی چه میداند شاید زیر سرشان بلند شده باشد و هرکدام در وبلاگ دیگری مشغولند...

دلم گرفته بود گفتم ..... تو هم لطفا نپرس..... «چرا؟»



اگر تاریکی هست نترس......
شمعی روشن کن....
نکند از نور خسته شده ای؟!



لینکستان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :