تبلیغات
امانت - الهی

جمعه 18 آبان 1386

الهی

نویسنده: امیر حسین   طبقه بندی: حرف های دل، 

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی،زهی خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم،کرم بُوَد.

الهی،تو دوست می داری که من تو را دوست دارم با آنکه بی نیازی از من.پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری با این همه احتیاج که به تو دارم.

الهی، من غریبم و ذکر تو غریب.و من با ذکر تو اِلف گرفته ام ؛زیرا که غریب با غریب اِلف گیرد.

الهی،شیرین ترین عطا ها در دل من رجای تو خداوند است و خوش ترین سخن ها بر زبان این گنهکار،ثنا ی تو ست و دوست ترین وقت ها بر این بنده ی مسکین گنهکار،لقای توست.

الهی مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم.اکنون کار با فضل تو افتاد.

الهی اگر فردا گویند چه آورده ای؟گویم:خداوندا،از زندان،موی بالیده و جامه ی شوخگن و عالمی اندوه و خجالت توان آورد...

مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس!

ای آبشار، نوحه گر از بهر چیستی؟                                    چین بر جبین فکنده ز  اندوه کیستی؟

دردت چه درد بود که چون من تمام شب                           سر را به سنگ می زدی و می گریستی؟

 

{معذرت نامه:

به هر حال از تمام رفقایی که به ما لطف دارن ممنونم و معذرت می خوام که تقریباً یه مدت طو لانیه که آپ نکرده بودم.امیدوارم در پناه خداوند موفق و پیروز باشید.}

یا علی

 



لینکستان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :